من و خونه جدید
از شنبه وارد هفته 30 بارداری شده ام ،خیلی سریع میگذره و من اصلا باورم نمیشه چیزی دیگه نمونده . گرچه این روزهارو با درد فراووون سپری میکنم و صدام هم در نمیاد شبها دیگه راحت نمیتونم بخوابم اما این حال در عین دردناکیش خیلی دوست داشتنی ست روی هم رفته دوست نداری این روزا زود بگذره چهارشنبه هفته گذشته اسباب کشی رو استارتش رو زدیم و پنج شنبه شب وسایل داخل خونه جدید بود خیلی سخت بود و فقط یکی از همکارام اومد کمک من و برادرشوهرم مرتضی کمک شهرام برای کارای خونه جدید بنده خدا از ان هفته هرروز خونمون بوده و کمکم کرده روز شنبه هم بخاطر اینکه شهرام جمعه شب حالش بد شد نرفتم سرکار و خیلی استرس بدی بهم وارد شد ...


